|
یه شب خیس خزونی یه شب زرد گلایول شب رقصیدن شبنم رو تن مخملی گل شب امتداد مهتاب شب ( گیس بلند ) یلدا منو میبره به قصه منو میبره به رویا تو عبور ترد لحظه می شنوم صدای پاتو میشنوم طنین سبز انتشار خنده هاتو تو فراوونی حیرت منو آینه و تماشا پشت این شب طلایی شب طولانی یلدا شب رقص لحظه در نور شب شادی و شب شور شب پیچیدن خواهش روی شاخه های انگور وقت آینه بازی شمع وقت دلتنگی بارون شب ایرونی خنده توی چله ی زمستون شب خاطرات مادر از گذشته و قدیما خاطرات تلخ و شیرین دیروزای مثل فردا شب قل قل سماور عطر گل تو خواب چایی شب ور رفتن من با ضبط صوت پیر دایی شب خوابیدن پاییز توی ذهنیت باغچه شب برداشتن حافظ از رو شونه های طاقچه شب لو رفتن اسرار شب رازای نهفته شب چیزایی که بابا تا حالا به ما نگفته من تو این شب حنایی دل میدم به رقص بارون با خیال تو میچرخم توی حیرت خیابون
سلام سلاممممم سلاااااااااااااااااااااااااااااممممم آخیش خیلی وقت بود نیومده بودم اینجا دلم واستون تنگ شده بود ، شما رو نمیدونم ولی واسه خودمم دلتنگ بودم ، چرا میخندین ؟؟؟؟؟ خوب آره با شمام ، باز داری میخندی ؟؟؟؟؟ نگو نخندیدی که باور نمیکنم !!!!! الهی همیشه بخندین . راستش بیشتر به اصرار و خواهش اکثر دوستان اومدم تو وبلاگم آپ کنم . غرض از اومدن فقط عرض ادب و ارادت بود که انجام شد . و اومدم بگم که دوستان زیاد نگران و دلتنگ من نباشین من حالم خوبه ، جایی نیستم همین دو رو برام ، فقط یکم سرم شلوغ شده نمیتونم زود به زود خونه تکونی کنم ، گریه نکنین میام پیشتون . بعضی از دوستان بهم گفتن وبلاگتو اجاره نمیدی ؟؟؟ آخه ازش خوششون اومده !!!!!! منم گفتم : نه بابا واسه چی اجاره بدم خودم نشستم توش، مگه من چمه که بدم به یکی دیگه ؟؟؟؟!!! کلی اصرار و خواهش و تمنا ..... ولی مرغ من یه پا داشت !! گفتم : نوچ دیگه سرم داشت سوت میکشید، داغ کرده بودم . یهو نمیدونم چم شد که هوار زدم گفتم : وقتی میگم نه یعنی نه ، مرد وقتی یه حرفی میزنه دیگه حرفشو پس نمیگیره ، سر حرفش میمونه . نه نه نه همه ساکت شدن فقط هاج و واج نگام کردن !!! خوب طفلکیا حق داشتن آخه خودمم جا خوردم !!! چرا یه مرتبه کنترلمو از دست دادم ؟؟؟؟!!! بعدم واسه اینکه دلشونو بدست بیارم سرمو انداختم پایین بعد زیر چشمی نگاشون کردم گفتم : باشههههههههه اجاره میدممممممممممممممممممممم چی ؟؟؟؟!!!!!!!! نه بابا باور کردی ؟؟؟ یه چیزی گفتم که دست از سرم بردارن . گفتم برید فردا بیاین واسه قرار داد هههه منم میدونین چکار کردم ؟؟ تو یه برگه نوشتم از فردا این وبلاگ اجاره داده میشود ، برای اطلاعات بیشتر فردا رأس ساعت 16 به آدرس : http://shahrbano-1707.blogfa.com/ دفتر : قصه هایم برای تو – غصه هایت برای من مراجعه فرمایید . با تشکر ، مدیریت وبلاگ ، بعدم این اطلاعیه رو رو سر در وبلاگم چسبوندم که جلو دید همه عابرین باشه. اینجوری هر روز میان میخونن میرن واسه فردا فکرو میبینی ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!! به این میگن مغز متفکر ها ها دیگه باید برم ، خیلی دوستون دارم ، همیشه به یادتون هستم و میام پیشتون نگران نباشین ، گریه هم نکنین ، باشهههههه تا بعد
دیروز
به یه موضوع خیلی مهم پی بردم ، یه اتفاق
یه ... نمیدونم هرچی خودتون دوست دارید اسمشو بزارین . دیروز متوجه شدم آدما اونجوری که تو دوست داری یا تو فکر میکنی یا تو میبینیشون نیستن . بچه که
بودم اینجور چیزا رو تجربه کردم ولی باورشون نداشتم . اما حالا که بزرگ شدم دیدم نه همشون واقعیته چه بخوایم چه نخوایم . آدما به
تو که میرسن مهربون میشن تا جایی پیش میرن
که خودت هاج و واج میمونی تو کارشون . قربونت برمو فدات بشمو تو بهترینیو مگه میشه
اینکارو واست نکنمو وااای این چه حرفیه دیگه اینو نگو و خیلی چیزای دیگه . اون زمانی که هیچ نیازی
بهشون نداری مثل پروانه دورت میچرخن اما تو بدترین زمان وقتی بهشون نیاز داشته
باشی اصلن نمیشناسنت . ببینم به
نظرتون من چه جوریم ؟ چه جور آدمی هستم ؟ خیلی ساده ؟ خیلی احمق ؟ من چشمامو
به روی دنیا بسته بودم هیچی رو نمیدیدم جز
خوبی ، جز مهربونی ، جز محبت و جز دوست داشتن . شده تا به
حال یکی بهت برسه مثل تو باشه وقتی ازت دور باشه مثل یکی دیگه؟ آره من
دیدم . این جور آدما مثل آفتاب پرستن . هر دفعه رنگ عوض میکنن . دیدی که وقتی رو زمین
خاکی باشن میشن عینهو رنگ خاک . برسن به یه جای سر سبز میشن مثل همون اصلن نمیتونی
متوجهشون بشی . من از
آفتاب پرستا میترسم . واقعا ترسم داره نمیشه شناختشون و نمیدونی چه رفتاری باهاشون بکنی . دنیای
آدما اینجوریه نمیشه کاری کرد و نمیتونیم عوضشون کنیم . فقط باید ازشون دوری کنیم
بهشون نزدیک نشیم . فقط
میخوام بگم به تنها کسی که میتونی اعتماد کنی و مطمئن باشی همیشه کنارته و باهاته
و تنهات نمیزاره خداست . دوست دارم
خداجونم همین .
تیک تاک تیک تاک . چقدر اینجا ساکته . انگار هیشکی نیست در حالی که ٤ نفر اینجان . همه خوابن الان نیمه شبه . ولی من بیدارم خوابم نمیگیره . نمیدونم چرا دلم شور میزنه . تیک تاک تیک تاک ضربان قلب ساعت دلشورمو بیشترمیکنه . تلوپ تلوپ تلوپ این صدای قلب منه !!!!. داره میزنه، آخ چقدر محکم میزنی ؟! یه خورده آروم تر . بازم مثل دیشب تو رو بروم نشستی ولی با این تفاوت که اینبار رو قلبمی . آآآآآآ پس مسبب تند زدن قلبم تویی؟؟!! يادته يه روزي بهم گفتي:هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده گفتم: اگه بارون نيومد چي؟؟؟ گفتي: اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره گفتم: يه خواهش دارم ؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نذارگفتي: باشه... حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي باره و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي. تلوپ .... تلوپ ..... تلوپ .... تلو...پ صداش ضعیف شده ، حالا داره آروم میزنه خیلی آروم ، حتی خودمم نمیتونم صداشو خوب بشنوم . یعنی چی شده ؟؟!!! داره از ته چاه میاد بیرون . میترسم ، ت.....ل.....و....پ ت.....ل.....و.....پ داری ازم دور میشی ، دورتر بازم دورتر شدی خیلی دور. فقط یه نقطه سیاه از اون دور دورا پیداست . نه نه نه دیگه اون نقطه هم پیدا نیست . تو دیگه رفتی ، رفتی و رفتنت برگشتی نداره . ت......................ل.........................و........................پ آآآآآی قلبم دیگه صدایی نداره دیگه نمیزنه . ______________________________
|
About![]()
وقتی نیستی....... وقتی نیستی نه هستهای ما چونان که بایدند،نه بایدها مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخوانم عمری است لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره میکنم برای روز مبادا........ اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست آن روز هرچه باشد،روزی شبیه دیروز،روزی شبیه فردا، روزی درست مثل همین روزهای ماست. اما کسی چه میداند،شاید امروز نیز روز مبادا باشد. وقتی نیستی،نه هستهای ما چونان که بایدند،نه بایدها هر روز بی تاب، روز مباداست. آیینهها در چشم ما چه جاذبهای دارند... آیینهها که دعوت دیدارند....... دیدارهای کوتاه از پشت هفت دیوار .... دیوارهای صاف،دیوارهای شیشهای شفاف، دیوارهای تو،دیوارهای من،دیوارهای فاصله بسیارند. آه.......دیوارهای تو همه آیینهاند، آیینههای من همه دیوارند Archivesهفته چهارم آذر 1388هفته دوم آذر 1388 هفته سوم آبان 1388 هفته چهارم مهر 1388 هفته سوم مهر 1388 هفته دوم مهر 1388 هفته اوّل مهر 1388 هفته چهارم شهریور 1388 هفته سوم شهریور 1388 هفته اوّل شهریور 1388 هفته چهارم مرداد 1388 هفته سوم مرداد 1388 هفته دوم مرداد 1388 هفته اوّل مرداد 1388 هفته چهارم تیر 1388 هفته سوم تیر 1388 هفته سوم خرداد 1388 هفته سوم اردیبهشت 1388 هفته سوم فروردین 1388 Links
خواهر جونم
|